معشوقه ی من

توکه ش.ه.و.ت هم آغ.و.ش.ی را در من به رقص می آوری

که جان در طلب بدن ع.ری.ان چنان مست و محتاج میشود

که عنان از دست داده...

و چشمانم را محرم چشمان تو میبینم که باکره ترین معنای پاکی است

آرامشی که عشق بازی با تو به این خسته روح میدهد

را هیچ پیمانه ای مرهم نیست