دوست خوب
خیلی جالب و آموزنده

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تضمین موفقیت
6 دقیقه وقت دارید:
این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما فرستاده شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است .
این پیام را نگه ندارید .
یک- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .
دو- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .
سه- همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .
چهار- وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .
پنج- وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .
شش- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .
هفت- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
هشت- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
نه- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .
ده- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .
یازده- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .
دوازده- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .
سیزده- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید : چرا می خواهی این را بدانی؟
چهارده- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .
پانزده- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد .
شانزده- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .
هفده- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
هجده- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
نوزده- وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .
بیست- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .
بیست و یک- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .این پیام را پیش خود نگه ندارید.
طلبه جوان و دختر فراری
شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشهای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند.
شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ....
محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... علت را پرسید.
طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود. هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع میگذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود
زیرکانه...
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود................
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید
هنر بازاریابی تلفنی
طبق تحقيقات به عمل آمده، با رقابتي تر شدن کسب و کارها، اهميت ارتباط موثر با مشتريان نيز بيشتر مي شود در اين فضا از بين شيوه هاي مختلف ارتباط با مشتري نظير تبليغات، روابط عمومي، فروش شخصي، پيشبرد فروش و بازاريابي مستقيم، شيوه هاي ارتباط دوطرفه نظير فروش شخصي و بازاريابي مستقيم موثرتر خواهند بود، و علت آن هم تعامل دوطرفه اي است که بين بنگاه اقتصادي و مشتريان صورت مي گيرد در اين ارتباط، علاوه بر اينکه بنگاه اقتصادي در شناساندن خويش به مشتري تلاش مي کند تا بتواند تقاضاي او را به سمت بنگاه سوق دهد، فرصتي فراهم مي شود تا صداي مشتري را نيز بشنود که نتايج آن براي رقبا و گسترش کسب و کار حائزاهميت است به طوري که بنگاه مي تواند مشتري را بشناسد و نياز او را بداند و در راستاي کسب رضايت مشتري با نگرش برد دوجانبه حرکت کند يکي از راه هاي بازاريابي مستقيم، بازاريابي تلفني است که بهره گيري صحيح از تلفن علاوه برنکات پيش گفته در راستاي مديريت زمان نيز به بازاريابان در دنياي شلوو پيچيده امروزي کمک مي کند در اين مطلب به بازاريابي تلفني و مهارت هاي لازم براي نيل به موفقيت درمذاکرات تلفني پرداخته شده است يکي از تاکتيک هاي مهم متقاعد کردن مشتريان آگاه امروزي که حق انتخاب آنان به علت گسترش رقابت، پيوسته روبه افزايش است، ترويج است که خود از پنج ابزار تبليغات، پيشبرد فروش، روابط عمومي، فروش شخصي و بازاريابي مستقيم تشکيل مي شود ازطرفي، باتوجه به بالارفتن ارزش وقت و لزوم مديريت زمان براي نيل به اهداف بنگاه هاي اقتصادي و همچنين اثربخشي بيشتر شيوه هاي ارتباطي دوطرفه (نظير فروش شخصي و بازاريابي مستقيم) در اين مطلب، به يکي از کانال هاي بازاريابي مستقيم يعني بازاريابي تلفني پرداخته شده است بازاريابي تلفني يکي از کانال هاي بازاريابي مستقيم است که در صورت کسب مهارت هاي لازم جهت استفاده صحيح از تلفن ميزان توفيق فروشندگان در نيل به اهداف فروش بازاريابي را افزايش مي دهد در اين مطلب اصول بازاريابي تلفني جهت استفاده صحيح از زمان و تاثيرگذاري مثبت بر مشتريان موردبررسي قرار گرفته است
بازاريابي تلفني
اگر بدون وقت قبلي به محل استقرار مشتري مراجعه کنيد، زمان زيادي را در راه صرف مي کنيد و امکان دارد طرف در محل حاضر نباشد و يا اينکه ممکن است مدتي را در انتظار باشيد ولي بازهم شما را نپذيرد پس بهتر است ملاقاتهاي حضوري حتي الامکان با وقت قبلي باشد تلفن را دست کم نگيريد از تلفن استفاده کنيد اين وسيله سرعت کار شما را افزايش مي دهد و اگر هم مشتري نبود زمان اندکي را از دست داده ايد بدانيد که تلفن براي شروع ارتباط بسيار مناسب است (مگر براي مشتريان قديمي که با تلفن سفارش مي دهند) براي برقراري ارتباط با افراد مهم يکي از بهترين زمان هاي تماس تلفني، صبح زود است و يکي آخر وقت که منشي ها رفته اند منشي ها بسيارخوب هستند اما بايد پذيرفت که بعضي از مواقع مانع برقراري تماس مي شوند بايد تکنيک هاي بازاريابي تلفني را ياد بگيريد و از آنها استفاده کنيد به موارد زير توجه کنيد و آنها را به کار ببريد:کار با تلفن بايد هدفمند باشد
قبل از گرفتن شماره، خود را کاملا آماده کنيد اين آمادگي شامل سرحال بودن، به کاربردن عبارات کليدي مثبت نظير اينکه: الان مي خواهم يک بازاريابي تلفني موفق داشته باشم، آراسته بودن، لبخند زدن، فراهم بودن ابزار کار نظير قلم، اطلاعات موردنياز و مي شود معطل گذاشتن مشتري براي پيداکردن خودکار، آمار و پسنديده نيست اطمينان داشته باشيد تمام ارقام و مدارک به روز است
صبح زود شروع کنيد، کسب وکار از ساعت 8 شروع مي شود، ضمن اينکه خيلي از مديران موفق قبل از ساعت 8 صبح در محل کارشان حضور دارند سحر خيزباش تا کامروا شوي
يک عدد آئينه روي ميزتان قراردهيد تا در هنگام مکالمه به آن نگاه کنيد و لبخند بزنيد حالت چهره شما در صدايتان منعکس مي شود، به ياد داشته باشيد که در بازاريابي تلفني تنها سلاح شما صداست، پس اين سلاح را درست به کار گيريد
براي هر يک از مکالمات تلفني خود از قبل برنامه ريزي کنيد، اول تمام مکالمه را در ذهنتان تمرين کنيد، مجسم سازيد که پيشاپيش در اين کار موفق شده ايد و حالا فقط مي خواهيد اين موفقيت را تکرار کنيد
نام مخاطب را پرسيده و درست تلفظ کنيد
در مذاکرات تلفني مهم، ايستاده صحبت کنيد در اين صورت آدرنالين بيشتري از مغز ترشح مي شود و تسلط شما را بالا مي برد
دست نوشته داشته باشيد متني را از قبل آماده کنيد تا در شروع مذاکرات از آن استفاده کنيد اين متن بايد شما و شرکت را معرفي کند، مقصود شما را از تلفن زدن بيان کند و مزاياي محصول و وجه تمايزتان را نشان دهد چنان ماهرانه از متن استفاده کنيد که طرف مقابل متوجه روخواني تان نشود
مشتري بايد در تن و لحن صداي شما شادابي را احساس کند معايب تلفن به عنوان يک عامل ارتباطي شامل فقدان ارتباط چشمي و احتمال آماده نبودن طرف مقابل يا منحرف شدن توجه او به دليل ساير فعاليت ها (يا شلوغي جاده در صورتي که طرف در جاده باشد) مي شود لذا تمام اين نقايص را بايد صداي گرم و جذاب شما جبران کند
با مشتري گفتگو کنيد نه اينکه به طور يک جانبه مطالبي را به آنها بگوييد
براي وقت مشتري ارزش قائل شويد و در صورت عدم تمايل او وقت ديگري را براي مذاکره درخواست کنيد
حوصله داشته باشيد
در هنگام صحبت با تلفن چاي نخوريد، سيگار نکشيد، روزنامه نخوانيد و و حواس خود را فقط روي گفتگو متمرکز کنيد
بي جهت روي بعضي از مواضع پافشاري نکنيد
غبه آداب و اعتقادات طرف مذاکره کننده احترام بگذاريد
تلفن را درست نگه داريد تا صداي شما واضح باشد کلمات را واضح و با تلفظ صحيح به کار ببريد
غتصوير درستي از خود ارائه دهيد، نه خود را کوچک بشماريد و نه غلوآميز صحبت کنيد
با سرعت مناسب صحبت کنيد، به طوري که تاثير خوبي داشته باشد
اگر در مکالمه هاي تلفني طرف مقابل شما فرياد مي کشد و سر شما داد مي زند، هرگز مقابله به مثل نکنيد بلکه آرام و نرم و با ملايمت صحبت کنيد، در اين گونه مواقع هم بهتر است بايستيد و به مکالمه ادامه بدهيد
شايد طرف صحبت شما سوال هاي غيرمرتبط و يا حتي خصوصي مطرح کند، خونسرد باشيد و عصباني نشويد، مديريت ارائه اطلاعات داشته باشيد، لازم نيست به همه سوال ها پاسخ دهيد، گاهي خود را به نشنيدن بزنيد و مجددا موضوع اصلي را پيش بکشيد و گاهي هم شوخي کنيد و سوال ها را با ظرافت رد کنيد به هرحال، سعي کنيد مودبانه برخورد کنيد و با سياست و بازي با لغات مکالمه را به اتمام برسانيد درهمه حال مواظب شخصيت مشتري باشيد، يادتان باشد هدف بازاريابي، رسيدن به تعامل است نه مشغول شدن به تقابل، که نتيجه مثبتي براي کسب و کار ندارد
مراقب کلام خود باشيد و در حذف کلمات کليشه اي و عباراتي که تکيه کلام شما شده اند ولي خيلي پسنديده نيستند تلاش کنيد خانم ها از اصطلاحات مردانه و آقايان از اصطلاحات زنانه نبايد استفاده کنند
هدف از بازاريابي تلفني گرفتن وقت از مخاطب براي ملاقات حضوري است، لذا از ارائه اطلاعات زياد خودداري کنيد، در ملاقات حضوري شما علاوه بر صدا، ابزارهاي ديگري هم براي تاثيرگذاشتن بر مشتري دراختيار داريد نظير زبان، تاثيرات تيپ ظاهري، نمونه کالا، کاتالوگ، فيلم و، لذا هدف اساسي تان گرفتن وقت ملاقات باشد
صدايتان را ضبط کنيد و به آن گوش دهيد، اين کار باعث مي شود تا عيوب کارتان را پيدا کنيد و با تمرين و مهارت آنها را برطرف سازيد
سعي کنيد سوال ها و اعتراضات مشتريان را پيش بيني کنيد و فهرست سوال هاي احتمالي خود را کامل کنيد جواب هاي آنها را آماده کنيد اين کار ميزان آمادگي شما را در مذاکرات بعدي افزايش مي دهد
حرفه اي عمل کنيد، از تلفن به عنوان يک وسيله کاري استفاده کنيد، زود برويد سر اصل مطلب و از تعارفات کم کنيد اختلالاتي را که مکالمات تلفني در کارتان ايجاد مي کند به حداقل برسانيد وسط حرف مشتري ندويد، مهارت هاي سخنراني و گوش کردن را در خودتان بالا ببريد پرشور باشيد، با اعتماد به نفس صحبت کنيد، از موضوع اصلي خارج نشويد
ويژگي محصولتان را بيان کنيد اما اين ويژگي ها را با منافع و مزايايي که براي مشتري دارد پيوند دهيد و تاييد ديگران را درجهت بالابردن اطمينان مشتري بيان کنيد تا اعتبارتان افزايش يابد
يادداشت برداري کنيد، اين کار باعث مي شود چيزي را از قلم نيندازيد اما مواظب باشيد يادداشت برداري به مذاکرات شما لطمه نزند
تندنويسي را تمرين کنيد و نکات کليدي را يادداشت کنيد
تعداد تلفن زدن هايتان را افزايش دهيد، قرار نيست تمام تماس هاي شما به قرار ملاقات يا معامله منجر شود اما هر چقدر تعداد تماس هاي شما بيشتر باشد و تسلط تان بالاتر برود قطعا تعداد قرارملاقات ها و معاملات هم افزايش مي يابد، رابطه مستقيم بين مشتري يابي امروز و منافع فردا وجود دارد
مراحل مشتري يابي از طريق تلفن را فراگيريد ابتدا توجه طرف مقابل را جلب کنيد، سپس خود و شرکت را معرفي کنيد، آنگاه از يک عبارت کليدي مثبت استفاده کنيد و با قرار ملاقات گذاشتن مکالمه را به پايان برسانيد
به منشي ها خيلي احترام بگذاريد، آنها انسان هاي مهمي هستند و مي توانند دوست شما براي برقراري تماس به مديرشان باشند يا اينکه مانع شما بشوند در اولين تماس با منشي جمله اي که مي گوييد، امري، مودبانه و سريع باشد تا او را وادار به حرکت سريع کند نظير سلام، آقاي محسني، لطفا جمله شروع نبايد از ناحيه ضعف و با عبارات داراي بار رواني منفي مثل ببخشيد مزاحم شدم يا خسته نباشيد همراه باشد، به علاوه اينکه قاطع و با اعتمادبه نفس صحبت کنيد و من و من نکنيد
در کتاب هاي نويسندگان خارجي تاکيد مي شود که شما براي مشتري وقت ملاقات تعيين کنيد مثلا بگوييد سه شنبه ساعت 5 بعدازظهر چطور است؟ يا سه شنبه ساعت 5 بعدازظهر من آنجا خواهم بود ولي اين روش در ايران جواب نمي دهد و به مشتري برمي خورد بهتر است از او بخواهيد وقت ملاقات را تعيين کند سپس به تنظيم وقت بپردازيد يادتان باشد که مشتري رئيس است
موفقيت و شکست هايتان را در بازاريابي تلفني تجزيه و تحليل کنيد و از آنها درس بگيريد، يکي از بهترين معلم ها تجربه است هر بار که گوشي را برمي داريد بايد خود را از نو بسازيد اجازه ندهيد تکراري بودن امور، شما را خسته کند، بايد هر روز دوباره درمورد آنچه انجام مي دهيد فکر کنيد
خلاق باشيد
در پايان هر مذاکره سعي کنيد خيلي کوتاه خلاصه مذاکرات را بيان کنيد و براي آن از مشتري تاييديه بگيريد تا مبادا موضوعي برداشت مشترک نشده باشد
سوال کردن در جاي درست براي فهميدن صحيح موضوع، مناسب است و ايرادي ندارد
اطلاعات شما از رقبا ميزان حرفه اي بودنتان را نشان مي دهد و باعث مي شود در مديريت مکالمات تلفني قوي تر عمل کنيد اين اطلاعات مربوط به مواردي ازجمله محصولات آنها، قيمت هايشان، بازار هدفشان، پورسانتاژ بازارشان، تعداد نيروي فروش، ميزان تخفيف، استراتژي فروش، ديد رقبا نسبت به شما و مي شود
در پايان مذاکرات تلفني شما بعداز طرف مقابل، گوشي را زمين بگذاريد
تاريخ، ساعت، مکان و هدف قرارتان را يادداشت کنيد
در کلاس ها و سمينارهاي آموزشي بازاريابي تلفني شرکت کنيد تا احتمال موفقيت خود را بالا ببريد مطالعه پيوسته کتاب هاي مربوطه هم فراموش نشود درجلب رضايت مشتري از طريق تلفن کاملا مهارت پيدا کنيد ياد بگيريد مانند يک نوازنده ماهر که با ساز خود هنرنمايي مي کند، شما هم با تلفن هنر بازاريابي تلفني خود را به نمايش گذاريد
بي ترديد در فرايند هر گفتگو ممکن است ايرادهايي از سوي مشتري مطرح شود مسلما هر ايرادي يک مانع است و بايد پاسخي براي آن طراحي شود در چنين موقعيتي بيهوده دلواپس نشويد، سعي کنيد دلواپسي هاي خود را کنترل کنيد در اغلب موارد مشخص شده است که دلايل دلواپسي افراد را مي توان به نحو زير طبقه بندي کرد
الف) 40 درصد دلواپسي هاي افراد درمورد مسائلي است که هرگز اتفاق نمي افتند
ب) 40 درصد دلواپسي ها درمورد چيزهايي است که نمي توان آنها را تغيير داد
ج) 12 درصد دلواپسي ها درارتباط سلامتي است
د) 8 درصد دلواپسي ها به طور اصولي صحيح و واقعي اند
بنابراين، ميان دلواپسي ها بايد فرق گذاشت و از آنجا که در تماس تلفني نسبت به تماس حضوري تنها از کانال هاي مشخصي براي ارتباط استفاده مي کنيد، در آن صورت در موقعيت هايي که سرحال نيستيد، سريعا صداي شما حالت درونيتان را منعکس کرده و دلواپسي هاي شما را لو مي دهد بنابراين، زماني که ايرادي از شما گرفته مي شود، دلواپس نشويد و آن را يک حسن نظر تلقي کنيد، زيرا درهمين ايرادهاست که مسائل و نيازهاي مشتري آشکار مي گردد
اقدام کنيد، بهترين راه براي غلبه بر شک و ترس حرکت است اقدامات فوق را رعايت کنيد و ابزارتان را آماده سازيد، با تمرين، ايرادتان را برطرف کنيد، مهارت هايتان را بالا ببريد، از دوستانتان بخواهيد شما را راهنمايي کنند، به صداي خود گوش کنيد و از همه چيز ياد بگيريد اما با تمام اينها تا اقدام نکنيد موفق نمي شويد، با آمادگي، گوشي را برداريد و شروع کنيد
فرم مذاکرات تلفني را تنظيم کرده و تاريخ تماس، ساعت تماس، نام مخاطب، شرکت مخاطب، خلاصه مذاکره و اقدام بعدي که بايد صورت گيرد را يادداشت کنيد و در پيگيري ها از اين فرم استفاده کنيد
شمع سازی
البته پناهی معتقد است که رشته روانشناسی خیلی در پیشرفت کار به خصوص آموزش شمعسازیاش تاثیر داشته است و میگوید: بالاخره بین یک شخص تحصیلکرده و غیر تحصیلکرده تفاوت وجود دارد.
از نوزده سالگی برای بازار بزرگ تهران جنس فرستاده است و در کنارش درس هم خوانده است اما خودش میگوید: هیچوقت فقط به درآمد شمعسازی فکر نکردم و همیشه به خاطر علاقهام به هنر کار کردم.

شمعسازی تنها محدود به ساخت شمع نمیشود، امروز کارهای زیادی مثل دکوپاژ، طراحی، حکاکی و ... روی شمع انجام میشود که هر کدام آموزش خودش را دارد. هیچ کدام از این هنرها، مخصوص شمع نبوده و پناهی مدعی است که اولین کسی بوده که برای اولین بار این هنرها را روی شمع امتحان کرده است.
این جوان ادامه می دهد:خلاقیت در کار شمعسازی حرف اول را میزند با این حال هنوز کار وارد بازار نشده، خیلیها از روی آن تقلید میکنند. اگر خلاقیت در کارهای هنری وجود نداشته باشد، موفقیتی هم نیست. اگر کسی بخواهد موفق باشد، باید تلاش کند تا خودش را یک پله از رقبا بالاتر نگه دارد. باید کار خلاقانه داشته باشد تا دنبالش بیایند.

اما خود هنر شمعسازی را می توان در 5 جلسه دو ساعته با صرف 60 هزار تومان یاد گرفت آن هم در حدی استادی و آموزش به دیگران. این هنرمند جوان که بارها در تلویزیون هنرش را آموزش داده است، میگوید: شمعسازی هنر پیچیدهای نیست و تنها جیزی که مهم است یادگیری نحوه ذوب کردن پارافین و دمای پارافین است.
از آخرین تکنیکها که میپرسی، میگوید: آخرین تکنیک این است که میتوان با استفاده از انواع خمیر قالبگیری کرده و شمعهایی با اشکال و طرحهای مختلف تولید کرد. شمعها کاربردهای متفاوتی دارند. از استفاده برای تمرینهای یوگا گرفته تا کاربردهای تزئینی!
هر چند که شمعهای چینی رقابت را برای هنرمندان داخلی سخت کرده و اگر درآمد یک هنرمند شمعساز 2 میلیون تومان بود با وجود شمعهای چینی نصف شده است! بهترین شمعها با نگاه کارشناسانه شمعهای کریستالی است که زمان بیشتری میسوزند و دود و عطر ندارند. یک استوانه 10×10 از این شمع حدود دو شبانه روز مداوم میسوزد!
ثروتمند ترین زن خانه دار جهان!!!
Martha Helen Kostyra مارتا نخستین فرزند دختر یک خانواده متوسط هلندی است که در 13 August 1941 میلادی در ایالت New Jersey به دنیا آمد. پدر و مادرش بعد از او صاحب پنج فرزند دیگر شدند و سال ها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند.
از Martha به عنوان ثروتمند ترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند. زندگی Martha چندان به خوبی نمی گذشت و آنها سالها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند، تا اینکه پدر خانواده پس از چند سال سعی و تلاش توانست خانه ای در یکی از شهرهای همان ایالت خریداری کند.
در خانواده او، کار مادر فقط پختن غذا، نان، کیک، ودوختن لباس بود و با آن کارها می کوشید به اقتصاد خانواده کمک کند، تا ناچار نباشند پولی بابت خرید نان یا لباس بپردازند. والدین Martha به نظام اخلاقی سخت کوشی اعتقاد داشتند. مادرش از کودکی به او یاد داده بود که چطور آشپزی کند و Martha همانطور که بزرگ می شد، هنر حسابگر بودن را در کنار کار خانه داری به خوبی یاد می گرفت. او چون ناچار بود هرسال بخشی از تعطیلات تابستان را در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در شهر بوفالو بگذراند، از وقتی که دختر کوچکی بیش نبود، در کنار آنها کارمی کرد و یاد می گرفت که چطور میوه ها و سبزی ها را کنسرو کند و یا مربا بپزد.انجام آن کارها که احتیاج به کسب مهارتهایی داشت، بعدها در زندگی او نقش مهمی ایفا کرد. Martha مارتا بسیاری از مهارت های خانه داری را که امروز از آنها استفاده می کند، مدیون پدربزرگ و مادربزرگش است. وی در کنار کارهای خانه و کارهای باغبانی، درس هم می خواند و عاشق مطالعه بود.
او هنگام تحصیل در دبیرستان برای تامین خرج تحصیل خود، تصمیم گرفت به New York برود و در آنجا کار کند. Martha در سال 1961 با Andy stewart اندی استورت ازدواج کرد، اما همسرش نیز توان مالی مناسبی نداشت و به همین دلیل، Martha و Andy به کمک هم خانه کوچک خود را تعمیر کردند و آن را به زیباترین شکل ممکن آراستند، این اقدام نخستین کار Martha در رشته دکوراسیون بود.
در سال 1965 تنها فرزند Martha به نام Alexis الکسیس متولد شد. به همین دلیل Martha و همسرش تصمیم گرفتند به خانه بزرگتری اسباب کشی کنند و به همین دلیل، یک اتاق از ساختمان مدرسه ای را خریدند و آن را از نو ساختند. Martha که از بچگی بسیار اهل حساب و کتاب بود، پس از چندی تصمیم گرفت با رها کردن کار خود در خانه وارد بورس شود. او به عنوان یکی از دلالان بورس مشغول به کار شد و به رغم مشکلات بیشمار، تجارب زیادی را کسب کرد. Martha یاد گرفت که تاجران چگونه می اندیشند و چگونه عمل می کنند و با توانایی و پشتکاری که داشت، توانست موفق شود.
خانه بعدی Martha در شهر West Port قرارداشت. او که از بورس خارج شده بود، تصمیم گرفت کار مرمت و دکوراسیون خانه را شخصا انجام دهد و با کمک شوهرش حیاط آن خانه را با درختان میوه، بوته های توت، انواع سبزی و گل ها آراستند.
او با کوشش فراوان در یکی از شبکه های تلویزیونی حاضر شد و میزبانی جشن ویژه شکرگزاری در تلویزیون را به عهده گرفت. Martha در این حرفه دوستان و دشمنان بسیاری پیدا کرد اما آنان هیچ گاه نتوانستد او را متوقف کنند و از همین رو، او به عنوان متخصص فنون خانه داری تا کنون کتاب های متعددی نوشته و سخنرانی های زیادی را انجام داده است. امروزه Martha Helen Kostyra که به نام stewart Martha مارتا استوارت نیز شناخته می شود، تحت عنوان یک بانوی خانه دار ثروتمند، شهرت زیادی در آمریکا دارد.
متاسفانه در جریان همین موفقیت ها، Martha از همسرش جدا شد و این اتفاق آغاز رنج بزرگی در زندگی او شد. اما Martha برای فرار از غم ناشی از جدایی، خود را با سخت کارکردن مشغول و خانه های دیگری را بازسازی و دکورسازی کرد.
امید که تمام زنان خانه دار به کار و هنر خود جدی تر فکر کنند.
بیژن پاکزاد چگونه Bijan شد؟
بیژن پاکزاد، طراح لباس هاى شیک و گران قیمت که فروشگاه او درRodeo Drive به عنوان فروشگاه گران ترین لباس هاى دنیا شناخته مى شد، در سن ۷۱ سالگى در لس آنجلس درگذشت.
3 کلید برای پولدار شدن !
در این مقاله سعی داریم چهار کلید موفقیت را به شما معرفی کنیم البته نوعی از موفقیت که در آینده شغلی شما و کسب در آمد بیشتر کمک کننده باشد. مطمئنیم شما نیز می توانید موفقیت خود را با آن ها تضمین کنید ...
کلید اول
تخصص عبارت است از توانایی شما در بكار بستن استعدادتان آنهم در قسمتی حیاتی كه برای شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت كه در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار تعیین كننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟
جنبه های مثبت خود را تقویت کرده ، موارد ضعیف را در اولین فرصت ممکن ، شناسائی و اصلاح نمائید.
کلید دوم
تمایز عبارت است از اینكه چگونه در یك یا چند زمینه كه تخصص دارید یا كارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید.
توانایی شما در متمایز كردن خود براساس كیفیت كار بالا بسیار مهم و كانون فعالیت شغلی شماست.
شما به عنوان یك فرد باید حداقل در یك زمینه كاری برتر باشید. اگر از كارفرما یا كارمندان شما درباره شما بپرسند:
�برتری او در چه زمبنه ای است؟� آنها چه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار ،شما برجسته هستید؟
چه كاری را بهتر از هر كسی انجام می دهید؟
اگر تاكنون در حرفه خود یك زمینه را مشخص نكرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام كنید.
نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته ،در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یك زمینه كاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری، استاندارد شما را برای كارایی نشان می دهد.
بهترین بودن در یك زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما كمك می كند.
اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.
کلید سوم
تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص كردن افراد و سازمانهایی كه سود بیشتری برای شما دارند. نحوه كار بدین صورت است كه شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می كنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می كنید. اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید. مشتری های اصلی خود را درست بشناسید و به آنها نزدیکتر شوید. تا با نیاز آنها آشنا شوید.
کلید آخر
تمركز عبارتست از توانایی شما در تمركز ذهنی بر روی خدماتی است كه برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد. این چهار استراتژی نقطه كانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.
توجه: از خود بپرسید:� كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقویت كنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی كه به این سؤال می دهید را به عنوان یك هدف بنویسید و برای آن یك ضرب العجل تعیین كنید. برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این كلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است.
موفقیت و کارآفرینی به سبک مرغ کنتاکی!
زمانی که شروع به فعالیت کرد، مرد بازنشستهای بود که طرز سرخ کردن مرغ را میدانست ، همین و بس! او مالک رستوران کوچکی بود و چون مسیر بزرگراه اصلی را تغییر داده بودند، داشت ورشکست میشد. اولین چک تامین اجتماعیاش را که گرفت به این فکر افتاد که شاید بتواند از طریق فروش دستورالعمل سرخکردن مرغ، پولی به دست آورد.
او مردی بود که فقط دربارهی انجام کارها فکر نمیکرد بلکه دست به عمل میزد. او به راه افتاد و هر دری را زد، به هر صاحب رستورانی، داستانش را میگفت: "من یک دستورالعمل عالی برای طبخ جوجه در اختیار دارم و فکر میکنم اگر از آن استفاده کنید، میزان فروش شما بالاتر خواهد رفت و میخواهم که درصدی از افزایش آن فروش را به من بدهید."
"سرهنگ ساندرس" شخصی بود که یک امپراطوری بزرگ که او را میلیونر کرد، بنا نهاد و عادتهای غذایی ملتی را تغییر داد.
